خرید بک لینک
یعنی یکی معتاد به کاکائو باشه یعنی وقتی کاکائو میخوره یا بوش میاد هوش از سرش بپره بعد بره یه مغازه که پره ... پُر هاااااااااااااااااااااااااااااا .... پُراز کاکائو بعد این یه نفر محروم از خوردن کاکائو یعنی جهنم رو حس میکنه... زنده موندنش چه فایده ای داره:(

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت: 0:38

+ چیکار میکنی؟

_هیچی حوصله ندارم :(

+ چرا ؟

_نمیدونم

+پاشو رو پایان نامه ات کار کن فرا میگی "وای استرس دارم"!!!

+:|


+ باید یه کلمه دیگه جای گزینش کنم:))))

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت: 0:38

امروز که باهاش حرف زدم دیدم دلش خیلی پره(دلمو میگم) اونم از دست کی؟ از دست من... بهش قول دادم که یه روز براش وقت بزارم براش شعر بخونم نیما، سعدی، حافظ یا نه، براش شکوفه میخونم اونم اناری^_^... رومان بخونم اون بگه اع دیدی اینجای داستان چقد به دلم نشست و من براش ذوق کنم بگم ای جانم فدای اون دلت ^_^... خلاصه یه روز رو میخوام با دلم باشم و درو پنجره ها روببندم ویه تابلو بزنم ورود ممنوع :)

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: جمعه 22 بهمن 1395 ساعت: 0:38

+ شهرزاد رو دانلود کردم پاشو بیا بریم نگاه کنیم

_ من درس دارم تو برو نگاه کن من بعدا میبینم

+ تنهایی نمیشه پاشو امتحانو بعدا هم میخونی

_باشه (بعد از اندکی تماشای فیلم شهرزاد)

+ فیلم خوبیه نه؟

_آره اما من از گوشواره های شهرزاد میخوام خشگلن:|

+فیلمو ببین:|

_باشه، من از گردنبند مرغ آمینم میخوام :|

+فیلمو ببین:|

_باشه، اما این رنگ لباسشم خوب نیس؟:|

+پاشو گم شو سر درست



++نمیشه گفت از این خوشم اومد:|

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

آروم باش ....ای حال نا آروم

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

کاملا به این نتیجه رسیدم یعنی دیگه یقین دارم که دفن کردم و زیر خاکستر بردن حرفا خیلی بهتر از حرف زدنشونه و حتی این که نذاری بقیه بفهمن ظاهرت با باطنت یک دنیافرق داره این بهترین راه برای ادامه زندگیه:)


+ عرض کنم که پوزش به خاطر تایید نکردن کامنتا انشالله سر فرصت :)

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

دوست داشتم

معلمِ املای ِ تو بودم!

و " دوستت دارم " را املا بگوییم ...

و هی بپرسم تا کجا گفتم؟

و تو بگویی " دوستت دارم "


+فروغ فرخزاد

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

هعی ... هعی.... هعیییییییییییییییییییییی

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

+ رفته بودی کوه؟

_به شما چه:|

+ به عنوان طرف دار کوه پرسیدم:|

_ آها!.... از کِی؟

+ به شما چه:|


+ یعنی عوضشو سرم در نمیاورد نمیشد:|

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

_ از بس که تو دانشگاه محبوبم

+ ^_^

_ اما کی قدر بدونه؟... هعی؟:(

+ باز تو پررو شدی؟:|

_ :|

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

نمی دونم واقعا تو این شرایط گیر کردین یا نه؟

مثلا دلتون نمیخواد حرف بزنین اونم وقتی به یه شخصی که مد نظرتونه میرسین و اونم اصلا ول کن نباشه و هی بگه هی بگه هی بپرسه و یه حرف رو هر بار بهتون میرسه میگه یعنی آدم دلش میخواد کلشو از وسط نصف کنه :|.... من که وقتی نگاش میکنم به معنی گوش دادن به حرفاش نیس به معنی اینه که دارم تو ذهنم تصور میکنم که چطوری میشه زد تا حرف نزنه:|

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

دقیق که فکر میکنم این ترم کلا دانشگاه نرفتم ... و کلا به دانشگاه هم زنگ نزدم و از اون جایی که یادم میاد بر عکس بقیه با کارشناسامون گرم نگرفتم خیلی سرد برخورد کردم فقط در حد یه سلام و و خسته نباشید و صبحتون بخیر چون همیشه در دانشگاهو من باز کردم : دیاما بیشتر تعجبم از اینه که وقتی به هر کدوم زنگ زدم بدون هیچ درنگی فوری شناختن و بر عکس بقیه به جای این که من زنگ بزنم پیگیر کارام باشم اونا زنگ میزنن پیگیر کارم هستن : دی + آخ که چند روزه از دفتر نازنینم دور افتادم ++ مهر بانو آهنگت خوبه ^_^

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

چقده خوبه که یکی رو داشته باشی که بفهمه وقتی حرف داری نزنی میترکی هر چند تو حرف بزنی اون این شکلکو بزنه :| و آخر سر بگی آخیش ...کوفت و مرض و درد چته ؟
بگه هچی دیگه چه خبرا ^_^

+ حالا رویای من چطوره؟^_^
++ حال بق بقوی من چطوره؟^_^
++ هانیه تو چطوری خوبی؟^_^
++ آبو خبر دارم اومدی مرخصی و به آبوت سلام ندادی:|
+++ حالا همه با هم ...حال همگی خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟^_^

برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 15:43

صفحه بندی